خواجه نصير الدين الطوسي ( كوشش مصطفى بروجردى )
418
بازنگارى اساس الاقتباس ( فارسى )
فصل يازدهم : اولى برحسب اين موضع هر امرى كه لاحق چيزى شده و به توسط آن چيز ، به چيزى ديگر لاحق شود ، لحوق آن امر براى امر واسطه ، اولى است ، زيرا بالذات متقدم است . در مباحث گذشته گفتهايم كه هر امرى كه بر يك عام و يك خاص حمل شود ، اول محمول بر عام بوده و به توسط عام ، بر خاص حمل مىشود . بنابراين در اين موضع ( باب برهان ) هر محمولى كه بر عامتر از موضوعى ، حمل نشود ، آن حمل را اولى مىنامند ، اگرچه در حقيقت حمل اولى خاصتر از اين است . اكنون پس از بيان مقدمهء فوق مىگوييم : محمول اولى يا مقوّم است يا نه ، مقوّم ممكن است عام باشد مانند جنس نسبت به نوع - و ممكن است مساوى باشد - مانند فصل و حد نسبت به نوع - اما نمىتواند خاص باشد . محمول اولى غيرمقوم نيز ممكن است عام باشد مانند تساوى دو زاويهء داخل از يك جهت با دو قائمه نسبت به : 1 - وقوع خطى بر دو خط كه مقتضى تساوى متبادلان است . 2 - وقوع خطى بر دو خط كه مقتضى تساوى زاويهء داخل و خارج است . زيرا گرچه شكل مورد نظر در اصل يكى بيش نيست ، اما به اعتبار داخلى يا خارجى بودن زوايا دو چيز است . و ممكن است آن محمول غيرمقوم ، مساوى باشد - مانند ضاحك نسبت به ناطق . چنانكه ممكن است خاصتر هم باشد - مانند زوج نسبت به عدد . در فرض اخير كه محمول اخص باشد ، ممكن است مقوّم انواع باشد - مانند فصولى كه مقسّم جنس هستند - و ممكن است كه مقوم انواع نباشند - مانند عرضيات غيرمنوّع . هريك از اينها ، ممكن است اقسام را بر وجه تقابل استيفا كرده ، مانند : اتصال و انفصال - از فصول - نسبت به كم و حركت و سكون - از غيرفصول - نسبت به جسم و يا استيفا نكنند ، مانند : ناطق و صهال - از فصول - و طاير ( پرنده ) ، ماشى ( راهرونده ) ، سابح ( شناكننده ) - از غيرفصول - نسبت به حيوان . همچنين ممكن است انقلاب اقسام صحيح بوده مانند حركت و سكون براى جسم - يا اينگونه نباشد بلكه لازم معروض خود باشد - مانند نر و ماده نسبت به حيوان . زيرا ممكن است جسم متحرك ساكن شود ، اما حيوان نر هيچگاه ماده نمىشود .